هانا عبدی، ۲۱ ساله دانشجوی رشته روانشناسی در دانشگاه پیامنور بیجار و از اعضای انجمن زنان آذرمهر کردستان که درمورد توانمندسازی جامعه زنان ایران در منطقه کردستان فعالیت میکرد و از تاریخ ۱۱/۷/۸۶ در شهر سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از سپری نمودن پروسهای پرفراز و نشیب و تحمل شکنجههای روحی و جسمی، سرانجام از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام تبانی و اقدام علیه امنیت کشور (همکاری با روناک صفارزاده) به پنج سال حبس تعزیری توام با تبعید به شهر گرمیه استان آذربایجان غربی کشور محکوم گشت.
حکم صادره موجبات نارضایتی فراوانی در جامعه مدنی بالاخص حوزه زنان و منطقه کردستان گردیده است، همینطور گزاشات رسیده حاکی از انتقال مادر هانا به بیمارستان سنندج درپی دریافت این خبر میباشد.
دکتر محمد شریف، وکیل مدافع هانا معتقد است که حکم صادره با بدیهیترین اصول قانونی همسویی و انطباق ندارد، اعم از اتهام، میزان حکم صادره و عدم طبقهبندی جرایم در زندان باتوجه به محل تبعید. به همین دلیل او اعلام کرده که در مدت قانونی به حکم صادره اعتراض خواهد نمود.
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 10:33  توسط کمپین آمل
|
تو این فکر بودم که باید یک روز کامل رو فقط برای جمع آوری امضا اختصاص بدم...
صبح دفتر کار:
یکی از دوستان قدیمی من که خود قربانی قوانین تبعیضی بود با دیدن بیانیه ی کمپین قطره ای اشک از چشمانش فرو ریخت با ذوق گفت:این کار فایده ای داره؟
منم با حوصله براش گفتم که :چرا که نه؟!ما باید سعی خودمونو بکنیم دست رو دست هم بذاریم که اصلن چیزی تغییر نمی کنه ...و در ادامه علت شروع کمپین رو براش گفتم.
اکرم زنی در 13 سالگی به اجبار پدرش با مردی که 15 سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد.و فقط دو ماه تونست با اون زندگی کنه بعد به خانه ی پدری برگشت و خواهان طلاق شد.
اکرم می گفت:دوستش نداشتم به خودشم می گفتم که نمی تونم تحملت کنم ولی خوب مجبورم کردند .در عوض این دو ماه من 9 سال در بلاتکلیفی بودم.دست آخر هم چون در جلسات دادگاه حاضر نمی شد و می گفت طلاقت نمی دم تا موهات رنگ دندونات بشه ،
حکم طلاق غیابی صادر شد و من در این مدت از سال سوم راهنمایی شروع به تحصیل کردم.دبیرستان و دانشگاه هم رفتم.
بعد از گرفتن لیسانس در این دفترحسابرسی مشغول به کار شدم.در طی این 9 سال من فرصت های زیاد و مناسبی برای ازدواج رو از دست دادم چون نه متاهل بودم و نه مجرد....
بیانیه و دفترچه رو ازم گرفت و آرزوی روزی رو کرد که عمر و جوانی زنان ما به خاطر این قوانین تبعیض آمیز در راهروهای دادگاه سپری نشه.در ادامه رو به من گفت :
با این قوانین تبعیض آمیز یک میلیون که سهله ،10 میلیون امضا می گیرید.
باشگاه ورزشی بانوان:
از پله ها پایین رفتم،نگاهی به زنانی کردم که مشغول ورزش بودند.پیش 3 نفر رفتم که در گوشه ای با هم صحبت می کردند.اونجا نیم ساعت در مورد قوانین و کار کمپین صحبت کردم.هر سه امضا زدند و هر سه نفر شماره ی تلفنشون به من دادند.
یکی از دانشجویان رشته حقوق بود یک بیانیه رو ازم گرفت تا امضای دوستانش رو جمع کنه.
خیابان:
از باشگاه که بیرون اومدم به میدون شهر رفتم.3 دختر جوانی که در صف تاکسی بودند با من شروع به صحبت کردند.من هم از این هم صحبتی استفاده کردم و بیانیه رو بهشون نشون دادم.
هر سه سوالاتی در رابطه با چگونگی کار کمپین پرسیدند دست آخرهمه شون امضا زدند و یکی هم شماره تماس خودش رو به من داد.
ازم پرسید این اولویت قانونی چیه؟
گفتم:10 مورد قانون تبعیض آمیز در این بیانیه ذکر شده مانند ارث ازدواج و طلاق ....اگر قرار به بررسی و درست شدن این قوانین باشد با علم بر اینکه همه موارد جای خود اهمیت دارند.به نظر تو کدوم مهم ترند برای بررسی؟
کمی فکر کرد و گفت:تعدد زوجات...حس تحقیر و خرد شدن به زن دست میده ....و با یه حرص باور نشدنی با خودکارش نوشت تعدد زوجات .
بانک:
از اونجا به بانکی رفتم.دو دختر نشسته بودند.نزدیکشان نشستم و بیانیه رو بهشون نشون دادم خوندند و توضیح خواستند کامل شرح دادم هردو امضا زدند و از بانک بیرون اومدم.
دوباره خیابان:
سر خیابان با دو پسر شروع به حرف زدن کردم.و بیانیه رو با حوصله ی زیاد توضیح دادم.یکی از دو پسر زود گفت:من هیجده سال نیستم !!!!اما اینطور به نظر نمی رسید ..
گفتم:داوطلبانه است می تونی امضا نزنی گفت:امضا نمی زنم چون هیجده سالم نشده و گرنه حرفتون رو قبول دارم.دومی گفت:من امضا می زنم قبول دارم در حق زنان ظلم میشه.
کمی جلوتر به دو پسر دیگر برخوردم اونها هم با توضیحات من امضا کردند برخورد بعدی من با دو زن جوان بود که بعد از توضیحات من گفتند می ترسند امضا بزنند یعنی باید از همسرانشان اجازه بگیرند و بدون اجازه نمی توانند امضا بزنند.گفتم:موردی نداره پس این دفترچه با بیانیه رو بهتون میدم که به منزل ببرید.شماره تماس ازشون گرفتم و فقط برای این که بحث رو به کار کمپین و حقوق زنان و قوانین تبعیض آمیز رو به خانواده ها بکشونم تا بیشتر زنان آشنا به این موضوعات مهم شوند دفترچه و بیانیه رو بهشون دادم..
روز موفقی بود 14 امضا جمع کردم 4 شماره تلفن برای همکاری به من دادند و سه دفترچه کمپین که تاثیر قوانین بر زندگی زنان را در خود داشت به زنانی دادم که خود گرفتار تاثیر همین قوانین تبعیض آمیز بودند.
فرشته
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 18:47  توسط کمپین آمل
|
استکهلم، 13 ژوئن، 2008
عاليجناب
رئيس جمهور احمدي نژاد
جمهوري اسلامي ايران
عاليجناب ؛
در مورد: آيدا سعادت، ناهيد ميرحاج، نفيسه آزاد، نسرين ستوده، جلوه جواهري، ژيلا بني يعقوب، سارا لقماني، فريده غائب و فريده مطلب زاده
در عين حالي که نمي خواهم در امور داخلي هيچ کشوري مداخله نمايم، تمايل دارم مراتب نگراني خود را از سرنوشت نه فعال زن که در تاريخ 12 ژوئن، در سالروز روز ملي همبستگي زنان ايراني در تهران دستگير شده اند، را اعلام نمايم. اسامي اين فعالين عبارتند از: آيدا سعادت، ناهيد ميرحاج، نسرين ستوده، ژيلا بني يعقوب، نفيسه آزاد، سارا لقماني، جلوه جواهري، فريده غائب و فريده مطلب زاده. اين افراد از فعالين "کمپين يک ميليون امضاء" مي باشند.
تمايل دارم، به نيابت از حزب سبزهاي سوند نگراني خود را از وضعيت فعلي در ايران ابراز نموده و نسبت به روشهاي خشن و گاهاً وحشيانه تشکيلات و مقامات ايراني در شکستن تجمعات صلح طلبانه براي حقوق انساني و حقوق برابر اعتراض نمايم. چنين رفتارهايي نه قابل پذيرش و نه قابل تحمل مي باشد.
حزب سبزهاي سوئد، مدافع سرسخت حقوق انساني و حقوق برابر مي باشد و ما نسبت به تجاوز به اين حقوق در هر جاي کره زمين که اتفاق بيفتد، اعتراض مي نمائيم. ضرورت دارد يادآوري نمايم که دولت ايران، الزام و تعهد دارد از شهروندان خود در انجام حقوق شهروندي ايشان حمايت به عمل آورد. به نيابت از حزب سبزهاي سوئد، تمايل دارم از دولت ايران مصراً بخواهم لطفاً همه نه فعال جنبش زنان را که در سالروز روز ملي همبستگي زنان ايراني دستگير شده اند را آزاد نمايد.
بوديل سه بالئوس
نماينده حزب سبزها در پارلمان سوئد
آشنایی با خانم بودیل سه بالئوس
برگرفته از وبلاگِ ، به جرم زن بودن
........................................................
نسرین ستوده، وکیل دادگستری و عضو کمین یک میلیون امضا روز 23 خرداد در مراسم گالری راه ابریشم همراه با 8 عضو دیگر کمپین بازداشت شد
این بازداشت کوتاه برای این حقوقدان نمونه ای از نقض حقوق متهمان بود
از حکم بازداشت متهمین تا گرفتن ضمانت توسط نیروی انتظامی موارد پی در پی اقدامات خودسرانه پلیس در روز 23 خرداد بود تا خاطره میدان 7 تیر و برخورد پلیس در آن روز همچنان از ذهن ها زدوده نشود.
نیروهای امنیتی ساعاتی پیش از این گردهمایی اس ام اسی به فعالان زن فرستادند که به آنان هشدار می داد که تجمع بدون مجوز 2تا 5سال زندان به همراه دارد.
این اقدام تنها موردی بود که نسرین ستوده را واداشت تا بگوید از سوی خود و موکلین اش از فرستنده این پیام شکایت خواهد کرد. شرح بازداشت او و جزئیات این اتفاق را در گفت و گوی زیر می خوانید
دلیل دستگیری شما چه بود و آیا در قانون موردی وجود دارد که در چنین مراسمی دلیل بازداشت شما و 8نفر دیگر حاضر در مراسم باشد؟
اصل 27 قانون اساسی حق اجتماعات را برای همه شهروندان به رسمیت شناخته است و تا زمانی که در یک تجمع سلاح حمل نشود قابل اعتراض نیست. یعنی حتی اگر این جلسه در خیابان هم برگزار می شد باز هم قابل اعتراض نبود. ضمن اینکه این جلسه به دستور مقامات امنیتی لغو شده بود و جلسه ای هم تشکیل نشد.
طبیعتا چند نفر از دعوت کنندگان در محل حاضر شدند که این موضوع را به اطلاع مهمانان برسانند. وقتی تعدادی از آنها بازداشت شدند برای پیگیری به ماموران مراجعه کردم تا جویای وضعیت موکلانم شوم که خود من را هم بازداشت کردند.
به این ترتیب حین انجام وظیفه قانونی و حرفه ای خود بازداشت شدم. دیگران هم فقط به خاطر اینکه از حق قانونی خود برای شرکت در تجمعات مسالمیت آمیز استفاده کرده بودند بازداشت شدند.
در بازداشتگاه وزرا چه اتفاقی افتاد، آیا در آنجا روند پرونده قانونی بود؟
بازجویی در ساعات پایانی شب صورت گرفت بی آنکه تا آن لحظه حکمی مبنی بر بازداشت ما به ما ارائه شود.
اتهام همه ما عضویت در جنبش فمنیستی (یا آنطور که به ما ابلاغ کردند جنبش فمونیستی) بود که البته اساسا چنین جرمی در قوانین جزا وجود ندارد.
سپس از ما درخواست شد ضامنین برای ضمانت بیایند و مدارک هویت خود و ما را بیاودند. در حالی که نیک می دانید که مراجع انتظامی حق اخذ ضامن و وثیقه ندارند و همچنین در اقدامی باز آشکارا غیر قانونی افسر نگهبان از ارائه رسید به ما خود داری کرد. این اقدامات سراسر غیرقانونی بود و مورد اعتراض همه ماست
این مواردی که ذکر کردید تقریبا به همین شکل همیشه در پرونده های زنان تکرار شده است. اما یک اتفاق جدید هم در این روز افتاد و آن ارسال اس ام اس های تهدید آمیز از سوی ستاد خبری برای شرکت کنندگان بود. آیا قانون اجازه چنین تهدیدی را به افراد می دهد؟
به موجب ماده 570 قانون مجازات اسلامی چنانچه هر یک از مقامات دولتی آزادی های اشخاص را صلب نمایند علاوه بر انفصال از خدمت به 6ماه تا 3سال به زندان محکوم می شوند.
لذا من حق اعلام شکایت خود و موکلانم را علیه ارسال کنندگان این پیام محفوظ می دانم و بابت این اقدام شکایت خواهم کرد.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 11:42  توسط کمپین آمل
|
نشست اعضای آمل به همراه خانم زهره اسدپور از کمپین رشت
در حالی که بیش از 40 روز از آغاز کار کمپین برابری خواه یک میلیون امضا در آمل می گذرد اعضای این کمپین نشستی با یکی از اعضای کمپین رشت برگذار کردند
در این نشست که به مدت 5 ساعت به طول انجامید .
حول محور مطالب زیر بحث هایی صورت گرفت:
1-چگونگی آشنایی اعضای کمپین آمل و آغاز به کارشان
2-نحوه آگاهی رسانی و چگونگی جمع آوری امضا در شهر آمل
3-نحوه ارتباط با کمپین دیگر شهرستان ها
4-وجود کمپین مستقل در شهرستانها که سیاستی مشترک با کمپین تهران دارند.
5-نقش ها و چالش پیش روی روند کار در جلسه با حضور خانم زهره اسدپور از کمپین رشت و اعضای کمپین آمل برگذار شد.
نوید یکی از اعضای کمپین آمل در شروع از فعالیت و انگیزه خود به عنوان مردی که خواهان برابری خواهی است شروع به صحبت کردند.
ایشان متذکر شد:
اگر قرار است جامعه ای داشته باشیم که قتل های خانوادگی فقز و اعتیاد و فحشا و دیگر ناهنجاری های اجتماعی به حداقل برسد باید نیمی از جمعیت ایران که زنان هستند از امنیت حقوقی برخوردار شوند و تغییر این قوانین تبعیض آمیز را حتی به سود مردان تلقی کردند
در ادامه و در تایید اظهارات نوید فرشته دیگر یار کمپین گفت:اینکه زنان از حیث حقوق شهروندی در مرتبه دوم هستند خود منجر به وجود آمدن مشکلات عدیده ای برای زنان و به خصوص کودکان خواهد شد که این در مواردی چون خودسوزی زنان فرار دختران از خانه و تکدی گری کودکان به وقوع می پیوندد.
در ادامه آخرین اخبار مربوط به زنان و سنگ اندازی مخالفان و فشارهایی که از سوی نظام بر پیکره ی کمپین وارد می شود مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
خانم اسدپور در طی صحبتهایی سیاست کلی و مسالمت آمیز بودن کار کمپین و چگونگی شروع و ادامه فعالیت کمپین را تشریح کردند و همچنین در ارتباط با برگزاری کارگاه های آموزشی و نحوه اجرای این مراحل به ایراد سخن پرداختند و برای آشنایی بیشتر اعضای کمپین آمل با نحوه عملکرد و اهداف کمپین سی دی های آموزشی حقوقی و کتاب هایی حول محور زنان و کمپین به اعضا تحویل دادند.
این نشست بیشتر برای آشنایی طرفین برگذار شده و در ادامه خانم اسدپور در رابطه با نوع نوشتاری مقالات و گزارشات مهم نکاتی را گوشزد کردند.
خانم اسدپور در ادامه اظهاراتشان پیشنهاد دادند که ما به تدریج تارنگار های کمپین را به تارنما ارتقا دهیم و از حیث اخبار و نوشتارها قدمی به جلو برداریم.
همچنین ایشان در ادامه از نحوه پذیرفتن داوطلبان جدید مشتاق به همکاری صحبت هایی از این قبیل اظهار داشتند:
" باید به همه اجازه فعالیت داده شود زیرا کار کمپین یک حرکت خودجوش و در معنای جنبش جای گرفته و در حرکتی که جنبش گونه است و همگان برای شروع همکاری آزادند و نباید از فیلتر های خاصی استفاده شود.
خانم اسدپور در ادامه افزودند که داوطلبین می توانند عضو گروه و فعال در شاخه ی دیگر مثل کارگری دانشجویی باشند ولی در کمپین طبق چارچوب کمپین و سیاست های مشخص باید عمل کنند.
در ساعت آخر جلسه هم به تجربه های کوچه به کوچه در آمل اشاراتی شد و از پتانسیل های موجود در شهر حرف هایی به میان آمد
اعضای کمپین آمل نیز نظرات خود را نسبت به نحوه ی ارتباط اعضای کمپین تهران با شهرستان هایی که تازه فعالیتشان را آغاز کردند بیان داشتند و خواستار ارتباط قویتری بین کمپین ها شدند .
خانم اسدپور با پذیرش این نظرات اضافه کردند نهایت سعی بر این است که کار کمپین به صورت زنجیره ای باشد و کار به شکل هرمی صورت نگیرد و وابستگی به کمپین تهران به وجود نیاید باید همه در یک راستا و یک سیاست و چارچوب باشند ولی هرکدام مستقل عمل کنند
اعضای کمپین شهرستان آمل این نشست را بسیار خوب و مفید ارزیابی کرده و اظهار داشتند تجربیاتی برای این اعضا به همراه داشت تا در جهت توسعه ی پیشرفت هرچه بیشتر کمپین آمل به کار گرفته شود.
با سپاس فراوان از خانم زهره اسدپور که سختی مسافت را تحمل کردند و تجربیات خود را با ما در میان گذاشتند
۱۳۸۷/۳/۲۱ عصر سه شنبه
نوید
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 13:42  توسط کمپین آمل
|
"رو در کوی و برزن
آگاهی پراکن
...
سه سال از اولین باري که در 22 خرداد مقابل دانشگاه تهران جمع شدیم تا به تبعيض آميز بودن قوانين علیه زنان اعتراض کنیم ،می گذرد.سال بعد تجمع میدان هفت تیر در 22 خرداد 85 ، به دستگیری بیش از هفتاد زن و مرد خواهان برابری جنسیتی انجامید. و در 5 شهریور همان سال شرکت کنندگان در این تجمع،کمپین یک میلیون امضا را به عنوان حرکتی مسالمت آمیز ،برای تغییر قوانین نابرابر آغاز کردند.کنشگران اين طرح بزرگ با در دست داشتن بيانيه اي که خواهان رفع تبعيضات قانوني از زنان ايران است، در مکانهاي عمومي، خصوصي و نيمه خصوصي اطراف خود به جمع آوري امضا از شهروندان ايراني مي پردازند، شما هم مي توانيد اعتراض خود را به اين قوانين نابرابر با امضا بيانيه و جمع آوري امضا هاي بيشتر براي بيانيه ابراز کنيد.
براي پيوستن به جمع بزرگ اعضا کمپين يک ميليون امضا با اين آدرس تماس بگيريد :
براي داشتن بيانيه و جمع آوري امضا به اين آدرس مراجعه کنيد: "
http://www.change4equality.net/spip.php?article1929
..................................................................
درود بر همه ی هموطنان و همشهریان عزیزم
مردان و زنان آملی
همشهریان عزیز شما هم می توانید به جمع کمپین برابری خواهی آمل بپیوندید
در کنار هم و با هم ..بیانیه در دست ..در شهر آمل .از همشهریان املی می خواهیم در خواستن رفع قوانین تبعیض آمیز به ما بپیوندند .
در اینکار شما هم به مردان و زنان ..به خصوص جوانان آملی در مورد قوانین تبعیض آمیز آگاهی می رسانید و آنان که دواطلب هستند می توانند این بیانیه را امضا بزنند .و خود نیز در جمع آوری امضا به ما بپوندند .
دست همشهریان آملی عزیز را می فشاریم . هماره خواهان یکدلی این عزیزان هستیم .
باشد که در کنار هم هر چه زودتر به مراد و هدف این کمپین بزرگ که همانا آگاهی رسانی به زنان و مردان در مورد قوانین تبعیض آمیز و بدست آوردن همدلی بیش از یک میلیون امضا می باشد " برسیم .
..........................
از نیما و مجید و ژاماسب که نسبت به وبلاگ کمپین آمل خیلی لطف دارند و همیشه ما را با نظرات درست خود راهنمایی می کنند می خواهیم که این همکاری را گسترده تر انجام دهند و اگر خود نیز دواطلب باشند در قسمتهای مختلف کمپین آمل با هم همکاری کنیم ...
مشتاقانه منتظریم برای این همکاری سودمند
فرشته فرهنگ از کمپین آمل
آدرس ایمیل ما :
amol.campian@gmail.com
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 9:15  توسط کمپین آمل
|
پدر سنگدل دختر 15 سالۀ خود را به خاطر رفتار پسرانه و سوءظن به وی به طرز وحشتناکی به قتل رساند. این مرد بر روی بدن دخترش نفت ریخت و او را آتش زد.
متهم به قتل در شعبۀ 107 دادگاه عمومی خرمآباد به ریاست قاضی باقر جابری محاکمه و به ارتکاب قتل اقرار کرد. پدر این دختر که 50 سال سن دارد و با احتساب یکی از فرزندان فوت شدهاش صاحب 7 فرزند بود، در جلسۀ دادگاه به قاضی جابری گفت: «رفتار پسرانۀ دخترم مورد رضایتم نبود و فکر میکردم به آبروی خانواده لطمه میزند، بارها او را منع کردم تا این که چند بار از منزل فرار کرد.»
قاتل در مورد چگونگی حادثه گفت: « دختر 15 سالهام را در اتاقی حبس کردم که با شکتن شیشۀ پنجره و اصرار، مادرش را متقاعد کرده و به قبرستان رفته بود. موقعی که به منزل بازگشتم سراغ وی را گرفتم که مادرش مرا در جریان گذاشت.»
قاتل اضافه کرد: «به قبرستان رفتم و او را به خانه آوردم به وسیلۀ روسری دست و پایش را بستم و او را داخل حیاط خانه قرار دادم.»
وی اظهار داشت از پیت نفت استفاده کرده و با ریختن نفت بر روی دخترش او را آتش زده و تبدیل شدن وی به ذغال را نظاره کرده است.
وی گفت: «موضوع توسط مردم به پلیس 110 اطلاع داده شد که لحظاتی بعد به مرکز انتظامی منتقل شدم و تحت بازجوئی قرار گرفتم.»
بر پایۀ این گزارش پس از خاتمۀ جلسات دادگاه، قاضی باقر جابری با استناد به محتویات پرونده رأی به قاتل بودن پدری که به طرز دلخراشی فرزندش را کشته بود داد. در رأی صادره آمده است:
«نظر به محتویات پرونده و اقرار صریح ایشان در کلیۀ مراحل دادرسی و تشریح نحوۀ قتل از جانب متهم در این دادگاه بزهکاریش نزد این مرجع محرز و مسلم است علیهذا نظر به این که تنها ورثۀ ایشان پدر و مادر مقتوله میباشد و پدرش نیز متهم به قتل است بنا بر این مادرش به عنوان تنها ورثه اعلام گذشت قطعی نموده است و بر اساس مادۀ 220 قانون مجازات اسلامی که در آن قید شده پدر یا جد پدری که فرزند خود را عمداً بکشد قصاص نمیشودو به پرداخت دیۀ قتل به ورثۀ مقتول و تعزیر محکوم میگردد، لذا از حیث دیه با توجه به بند 2 مادۀ 6 و مادۀ 179 قانون آئیسن دادرسی کیفری قرار موقوفی تعقیب صادر و اعلام میگردد و از حیث جنبۀ عمومی جرم مستنداً به مادۀ 220 قانون مجازات اسلامی و از باب بما یراءالحاکم التعزیر الحکام دادگاه از بابت تعزیر، متهم را به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم مینماید.»
قاضی جابری گفت: «پزشکی قانونی جسد این دختر را معاینه کرده و اعلام داشته که مرتکب هیچگونه رابطه جنسی نشده است.»»
.........................................
تاسف آور و وحشتناک..اما قانون چه کرد؟
سوال من این است مادر این دختر جرات داشت که خواهان ادامه مجازات این پدر سنگدل شود ؟
مارد دختر شاید می ترسید نان آور خانه اش را دست دهد ؟!!!!!
شاید هم فکر کرده یکی که کشته شده چه فایده این یکی را هم که شوهرش است از دست بدهد ..!!!
مادر این دختر چرا نخواست او مجازات شود که دیگر این چنین جنایاتی کمتر و یا اصلن شاهد نباشیم
سوالات زیادی در سرم است همراه با خشم و حسرت !!۱
چرا مادری اینچنین از مرگ دخترش گذشت ؟ چرا ؟؟؟؟
آیا این مرد به اصطلاح پدر جزی از ارازل و اوباش نیست ؟ یا اصلن قانون چطور اینچنین راحت گذشت ؟ ایرادی به این قانون آیا نیست ؟
به همین راحتی دختری را به اتش بکشی و با زجر و درد به قتل برسانی و آزاد شوی چون مادرش رضایت به ازادی همسر سنگدل خود داده ؟
خوب با این اوصاف مردان یا پدران برادران همسران چرا نکشند ؟ معلومه که می کشند به کوچکترین سوءظنی یا شکی یا توهمی ..چه می دانم ...من ....
فقط یکسال حبس تعزیری ؟؟؟؟؟
یعنی مجازات یه قتل آن هم به شنیع ترین صورت فقط یک سال حبس آنهم تعزیری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فرشته
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 20:52  توسط کمپین آمل
|
شیرین عبادی،نخستین زن از کشور های اسلامی و ایران که برنده جایزه صلح نوبل شده است،در دانشگاه مریلند آمریکا بار دیگر بر نابرابری زن و مرد در جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد.او برخورد قوه قضاییه با فعالین اجتماعی و تلاشگران برای رسیدن به برابری حقوقی را سخت نادرست خواند .وی همچنین از زنان و مردان خواست "به کمپین یک میلیون امضا برای رفع هرگونه تبعیض جنسیتی" بپیوندند
نوید
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:29  توسط کمپین آمل
|
یک ماه گذشت . ما با چنته ای پر وارد ماه دوم فعالیت کمپین برابری خواه یک میلیون امضا درآمل شدیم ....
برنامه ریزی را طوری پیش بردیم که در آخر هر ماه از فعالیتمون به عنوان کار کمپین گزارشی از پیشرفت و یا پسرفت و تجربه ها و مشکلات کاری خودمون ارائه بدهیم .
دو روز بر روی این گزارش ِ کار می کردیم که خبر ِ حکم امیر یعقوبعلی منتشر شد .
مرد جوانی که برای جمع آوری امضا به پارکی رفته بود ولی به مشکلاتی برخورد که در آخر به مدت 29 روز در اوین ماندگار شد ،
با دوست عزیزی از اعضای کمپین در هفته گذشته صحبت و رایزنی می کردیم ، دوستم خطاب به من گفت که بدلیل اینکه کار کمپین کاملن مشروع است و ازمسائل سیاسی و یا مذهب و ...حرفی نمی زند و فقط و فقط در مورد مسائل حقوقی و تبعیضات موجود در قانون مدنی و قضایی در مورد زنان فعال است ، نظام ( مرد سالار) نمی تواند و نخواهد توانست ( حتی اگر خود بخواهند ) بچه های کمپین و فعالین این جنبش رو به دادگاه بکشانند و دستگیری و بازداشتی کوتاه و یا بلند مدت به آنگونه که در دیگر گروه های مبارزاتی است ، وجود نخواهد داشت . این جنبشی کاملن مشروع که هیچگونه ضدیتی با نظام . مذهب و قانون اساسی ندارد ....
چند روز نشد که حکم امیر یعقوب علی اعلام شد ، یک سال حبس تعزیری ،فقط و فقط برای جمع آوری امضا ، بسیار دردناک و غم انگیز است اینچنین حکمی ؟ صادر کردن این حکم
اینان که خود را بانیان اجرای عدل می دانند ..
کسی به ما بگوید این عدل است ؟ ایا این انصاف است ؟حتی در مورد قاچاقچیان مواد خانمان سوز مخدر که جان و مال جوانان ما را نابود می کنند ، اینان بدینگونه با غرض و دشمنی رفتار نمی کنند .
کمپین یک میلیون امضا در آمل خواهان برائت هر گونه اتهامی از امیر یعقوبعلی می باشد ،و امیدوار است که دیگر اینچنین احکامی که بدور از انصاف و حتی مغایر با قانون اساسی نیز می باشد از سوی دستگاه قضایی کشور صادر نشود .
در آمل :
در یک ماهی که از شروع فعالیت کمپین در آمل می گذرد ،
نحوه آگاهی رسانی و جمع آوری امضا توسط اعضا به بهترین نحو انجام شده و درک و آگاهی مردم شهر آمل نسبت به مسایل زنان بسیار بالا است و مردان و زنانی که مورد پرسش (در مورد قوانین قضایی موجود نسبت به زنان که نیمی از جمعیت ایران هستند) قرار گرفتند تا حد صد درصد اعلام می کنند که کاملا به این نابرابری اعتراض دارند و حرف و دغدغه کمپین برایشان قابل قبول است .
استقبال در زمان امضا زدن را با جملاتی اینچنینی بیان می کردند:
بگویید هزار تا امضا می زنیم ..
برگه بدهید از اعضای خانواده امضا بگیریم و ...
مردان آملی هم می توان گفت بیشتر از زنان استقبال کرده و در بیشتر موارد برگه را امضا کرده و خواهان تلاش بیشتر ما بودند .
مواردی که از امضا خود اری می کنند :
کسانی که اظهار می کنند که کاملا موافق با نوشته ی بیانیه کمپین هستند ولی اینکه این امضا زدن فایده ای ندارد ، نظام و قانون گذاران هرگز به مصلحت مردم و به خصوص زنان و کودکان اهمیت نمی دهند و این امضا ها اثری نخواهد داشت و ....
تعدادی نیز با اذعان این مطلب که نوشته ی بیانیه کمپین را قبول دارند ولی می ترسند . می گفتند که
حلقه اقتصادی روز به روز تنگتر می شود و آنقدر مشغله و مشکل دارند که دیگر نمی توانند به دنبال دردسری بروند که حکومت برای یک امضا برایشان بوجود خواهد آورد ،و با این جمله که :
دنبال دردسر نیستیم ...به اندازه کافی مشکل داریم ...برایتان آرزوی موفقیت می کنیم ..ولی شرمنده که نمی تونیم امضا کنیم ...
از امضا زدن سرباز می زدند در حالی که مفاد بیانیه را کاملا تایید می کردند.
................................................................
کمپین آمل همچنان به تلاش خود برای آگاهی رسانی به زنان و دیگران اقشار جامعه در شهر آمل نسبت به قوانین ِ تبعیض آمیز ِ قضایی و مدنی ، ادامه می هد و در این کار هم به کیفیت و هم کمیت که همانا جمع آوری امضا ست توجه می کند .
با آرزوی موفقیت برای همه ی فعالین در جنبش زنان و حقوق بشر و دیگر اقشار..
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 0:44  توسط کمپین آمل
|
امام جمعه مشهد در یک اظهارات غیردوستانه و باورنکردنی گفت:((من نمی دانم چرا یک عده خودفروخته و سست عنصر اصرار دارند که ما از خدا و امام زمان صحبت نکنیم.کشور ما کشور امام زمان است.ما شکست های خود را به امام زمان نسبت ندادیم بلکه پیروزی های خود را مدیون ایشان می دانیم.))احمد علم الهدی!در ادامه با هرزه و خودفروخته خواندن زنان که برای تغییر برخی از قوانین تبعیض آمیز تلاش می کنند ،خواستار برخورد با آنان شد.به گزارش ایسنا وی گفت:((بعضی از عناصر هرزه و خودفروخته ورق پاره ایی را در دست گرفته بودند و برای لغو قوانین کشور و لغو حجاب در کشور تلاش می کردند،این ها جریاناتی است که عناصر خودفروخته و جاسوسان استکبار به راه انداخته اند و این کار جریانات جاسوسی بوده است.))وی افزود:((باید با این جریانات برخورد کرد.اینها قضایایی نیست که ما در برابر آن کوتاه بیاییم.))
واقعا چنین اظهاراتی تاسف برانگیز است قابل توجه آقای علم الهدی اعضای کمپین را مردم ایران تشکیل می دهند و مردم ایران امضا می زنند و همه موظف هستند در برابر آرای مردم سر تعظیم فرود آورند.
امیدواریم دیگر شاهد چنین اظهارات تندی نباشیم.
نوید
..............
و البته من نیز یکی از بچه های کمپین آمل به این اقا پیشنهاد می کنم که حتمن دفترچه کمپین یک میلیون امضا را بخواند تا لااقل بداند که حرف کمپن در مورد حقوق قضایی زنان و تبعیض است نه تار موی زنان و یا نوع لباسشان ..
همین است دیگر که یه اسلحه دست می گیرند و خبطه می خوانند ..لااقل یه کمی کتاب خوندن که ضرری ندارد .... اینطور ناآگاهانه می تازید به کمپینی که حتی نمی دانید در مورد قوانین قضایی است نه روسری یا همان به لفظ خود این آقادر مورد لچک به سر کردن نیست و پاچه ورمالیده ...(اشاره به سخنان گذشته همین امام جمعه مشهد )
این مردمی که دوساعت می نشینند پای منبر آقا نمی خواهند کمی فکر کنند ..که این آقا اصلن از چه می گوید ..
من به همه ی مردم مشهد پیشنهاد می کنم دفترچه ی کمپین یک میلیون امضا را بخوانند شاید متوجه ارایض این آقا بشوند !!!!!!
اگر بخوانید لااقل می دانید باید جوری دیگر درنگ کنید و جوری دیگر بببیند
فرشته
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 14:20  توسط کمپین آمل
|
چرا جنبش زنان موفق ( تر) است ؟ رویکردی جامعه شناختی به جنبش زنان.
نگاهی به دست آوردها و فعالیت های جنبش زنان ایران روشن میسازد که این جنبش چندی است از دیگر نهضت ها و حرکت های سیاسی در بسیاری عرصه ها پیشی گرفته است. از جمله آزادی نازنین، عفو مکرمه، افزون چشمگیر همبستگی بین المللی با کمپین تغییر برای برابری / یک میلیون امضا، حضور مردان و جوانان در کنار زنان، خدشه دار ساختن روح مطلق نظام مردسالار، کنکاش با تابوهای جنسیتی و دریافت جایزه ی اولاف پالمه توسط پروین اردلان از جمله دست آوردهای جنبش زنان در سال های گذشته میباشند.
بنابر این جایز است وقتی از مبارزات زنان سخن می گوییم، به جای یاد آوری ها و تکرار همیشگی همبستگی های ذهنی با جنبش زنان، این جنبش را از یک سو در ساختارهای مبارزاتی اش از جمله کمپین تغییر برای برابری واز سوی دیگر در آرمان های برابری خواهانه ا ش ، با جدیت و به عنوان یک نمونه برای راهیافت به راهکار های مبارزاتی نوآور و جدید بررسی کنیم.
در اینجا این سوال پیش می آید که وجوه تمایز جنبش زنان در چیست و این جنبش با تکیه بر چه اصولی رشد و تکوین می یابد.
کیم دونگ چون جامعه شناس کره ای در تحقیقات مقایسه ای اش میان نهضت های اجتماعی درکشور کره ی جنوبی وممالک اروپای غربی، جنبش های اجتماعی کره را بر اساس مقتضیات و مشخصات خاص جهان سوم بررسی و ارزیابی می کند. وی بر این باور است که در جوامع «جهان سوم» جنبش های اجتماعی بین طبقات غیر مرفه اجتماع و اقشار روشنفکر ارتباط برقرار ساخته و توسط فعالیت مشترک این دو قشر رشد می یابند. به عقیده ی کیم دونگ چون هدف این نوع جنبش های اجتماعی تغییر رادیکال اجتماع میباشد (نقل ازهی یونگ یی، ص 24 ). کیم دونگ چون همچنین مخالف ایده ی مارکسیستی موجود در جامعه شناسی جنبش های اجتماعی است که اختلاف طبقاتی را به مثابه نیروی محرکه ی جنبش های اجتماعی در کشورهای «جهان سوم» تلقی می کند ( نقل از ازهی یونگ ص 25). طرفداران نظریه ی «بسیج منابع» مانند ینکینز و مک ادام که توجه اساسی خود را به استراتژی جنبش های اجتماعی معطوف می کنند و جنبش ها را به عنو ان نمایندگان و پیشبران دگرگونی اجتماعی می دانند، بر این اصل تکیه دارند که در جنبش های اجتماعی آن گروه از کنش گران به اهدافشان نائل می گردند که قادر باشند منا بع اجتماعی و انسانی را در حد بالا و چشمگیری بسیج کنند و به حرکت درآورند. منظور طرفداران این نظریه از منا بع اجتماعی به ویژه پشتیبانی و کوشش گروه های مختلف اجتماعی و افراد می باشد (مییته، ص 31). همچنین بخشی از طرفداران نظریه ی «بسیج منابع» که خود را وابستگان تئوری «روند سیاسی» میدانند ، معتقدند که منشا و مبدا جنبش های اجتماعی نوعی واکنش و پاسخ جمعی و مشترک قشر یا قشرهایی از اجتماع به ساختار و به شرایط خاص، ولی مساعد موجود می باشند (تارروو). منظور از شرایط خاص و مساعد اما به هیچ روی بهبود قانونی، رسمی و دائمی نیست. بلکه شرایط خاص و مساعد، موقعیت هایی اتفاقی و کوتاه مدت را در بر می گیرند و باعث می شوند که کنشگران یک جنبش اجتماعی جرات وامکان جهش یابند.
در مقاله ی پیش روی با تکیه بر این سه نظریه سعی بر بررسی و توضیح جنبش زنان ایران می گردد.
جنبش زنان ایران یک بار در دوران مشروطه و یک بار در فرایافت گفتمان «اصلاحات» در دهه های 70 و 80 خورشیدی به صورت مشهودی ظهور کرد. مبدا و منشا پیدایش آن، هر دو بار در پیوند مستقیم با فعل و انفعالات سیاسی موجود زمان و گفتمان های جاری صورت گرفت. با انطباق نظریه ی «روند سیاسی» بر چگونگی ظهور جنبش زنان ایران روشن می گردد که این جنبش به عنوان یک جنبش اجتماعی در پیدایش خود یک واکنش به شرایط سیاسی و تاریخی دورانی بود که جو سیاسی و تاریخی، فرایافتی مساعد برای ظهور این جنبش را ایجاد کرده بود. لازم به تذکر است که منظور از «فرایافت مساعد» به هیچ روی همگونی شرایط سیاسی با مطالبات یک جنبش نیست. روشن است که نه در فضای استبدادی عصر قاجار و نه درعصر بنیادگرایان اسلامی هیچگونه تغییرات پایه ای و رسمی، که جنبش زنان بتواند بر آنان تکیه کرده و ظهور یابد رخ نداده بودند. بلکه گفتمان های جاری در این دو دوره، که خود در پیوند متقابل با جنبش های اجتماعی گسترش یافته بودند ودر پی آن فعل و انفعالات سیاسی و تغییرات کوتاه مدت در سیستم حکومتی، فضا و فرایافتی مساعد برای تکوین جنبش های اجتماعی ایجاد کرده و به آنان امکان جهش داده بودند.
با اتکا به نظریه ی «روند سیاسی» می توان مشخصه ی محوری جنبش زنان ایران از دوران مشروطه تا کنون، یعنی خود جوش بودن و حالت سیالی آن را، توضیح داد. بدان مفهوم که جنبش زنان هر بار به عنوان کنش و حرکت در مقابل محدودیت ها و پدیده های سیاسی و تاریخی پا به عرصه ی وجود می گذارد و بدین ترتیب در طبیعتش و قائم به ذات خویش خود جوش است. جبر و روند پدیده های تاریخی و سیاسی ضمن اینکه باعث افزایش نقاط مشترک زنان می شوند، آنان را ترغیب و وادار به حرکت گروهی نیز می کنند.
جنبش زنان ایران به سبب نقش حیاتی و حساسی که دارد، در روند کنونی حیاتش، همانند دوران مشروطه و مبارزات نهضت ملی، مدل مبارزاتی جدید و ملموسی به بار آورده است. مدل مبارزاتی کارکردی و ملموس جنبش زنان در روش و چگونگی برخورد آن با محدودیت ها، قوانین و پدیده های اجتماعی مشهود میشود، که آقای مسعود بهنود آن را در مقاله شان تحت عنوان «برای هشت مارس دستبندهائی، نه از زر و سیم» بدین صورت شرح میدهند: «درتاریخ مذکر بی رغبت نوشتند از تظاهرات زنان در برابر شمس العماره که وقتی قابلمه ها از زیر چادر بیرون کشیدند و با قاشق بر آن کوفتند، یعنی که گرسنه ایم، اولین نافرمانی و اعتراض مدنی بود». همچنین وی اشاره میکند به ایستادگی زنان در مقابله با تانک کودتا در واقعه ی 28 مرداد در سه راه امین حضور. اگر دو مثال آقای مسعود بهنود را به عنوان دو نماد مبارزاتی زنان در صد سال گذشته برگزینیم، به وضوح آشکار می گردد که زنان ایرانی با کنش های مشخص و برنامه ریزی شده و کارکردگرایانه وارد میدان مبارزه میشوند.
بازتاب بی نظیر جنبش زنان ایران در سالهای اخیر در عرصه ی بین المللی و موفقیت آن در ایجاد شبکه بندی میان اقشار مختلف اجتماعی، چه در مناطق مختلف کشور و چه با نهاد های فراکشوری، را می توان با بینش طرفداران نظریه ی «بسیج منابع» به عنوان موفقیت چشمگیر این جنبش در بسیج منابع و نیروهای انسانی دانست. جنبش زنان اگر چه تا کنون نتوانسته نظام حکوتی را به عقب براند، ولی موفقیت اش در این است که اقشار وسیعی از مردم را، که در دهه های گذشته با انفعا ل و سکوتشان به تقویت کنندگان نظام حکومتی تبدیل شده بودند، از این نظام بگیرد و در کنار خود به کنش و ابراز عقیده ترغیب کند. جنبش زنان گر چه بازخوانی قرآن را (هنوز) به پیش نبرده و موفق در پیشبرد هدف تغییر قوانین نبوده، ولی با زیر سوال بردن قوانین شرعی، تابوی فرمانبرداری مطلق ازشریعت را شکسته واطاعت از آن را محدود ساخته است. به جاست اگر بگوییم شعار نافرمانی مدنی، که سالهای متوالی از جانب بخش های مختلف اپوزیسیون تبلیغ می شد، اما به علت فقدان فرایافت سیاسی و مبارزاتی به سراندن روسری به عقب و عدم رعایت اونیفورم اجباری تقلیل یافته بود، تحت فرایافت سیاسی و مطالبات جنبش زنان نه تنها به یک اصل قابل اجرا تبدیل گردیده، بلکه از محدوده ی روپوش و روسری به مراتب فراتر رفته و به نافرمانی از قانون شرع گسترش یافته است. گر چه بسیار عجولانه خواهد بود اگر این گونه رهیافت ها را با بینش طرفداران نظریه ی «بسیج منابع» به عنوان «دگرگونی اجتماعی» به مفهوم کلاسیک مورد نظر این نظریه پردازان تلقی کنیم. اما واضح و آشکار است که طبق نظریه ی «بسیج منابع» جنبش زنان به عنوان نماینده و پیشبر دگرگونی اجتماعی، به ویژه با موفقیت اش در به حرکت درآورن نیروهای انسانی و جلب پشتیبانی و کوشش گروه های مختلف اجتماعی، قدمی بسیار اساسی و پایه ای در مسیر دگرگونی اجتماعی برداشته است.
روح سیال وحرکتی جنبش زنان از یک سو و فعالیت های کارکردی آن از سوی دیگر امکان نفوذش را در میان اقشار مختلف تشدید و توسعه داده و همچنین امکان همگونی آن با روحیات، فرهنگ و فضای تباری جامعه را میسر کرده اند. مجموعه ی این مشخصات زمینه ای مساعد برای رشد و اعتبار نافذ و جذاب مستمر جنبش زنان در اجتماع می باشد. پیگیری و پیشبرد برنامه های کارکردی در میان اقشار مختلف اجتماع، به ویژه در دو سه سال گذشته به طور مثال از کانال کمپین یک میلیون امضا، تایید نظریه ی کیم دونگ چون، جامعه شناس کره ای است، مبنی بر اینکه در کشورهای جهان سوم نهضت های اجتماعی بین قشر روشنفکر وطبقات مختلف اجتماع رابطه برقرار ساخته و توسط فعالیت مشترک اینان رشد می یابند. نکته ی بسیار اساسی و قابل توجه دراینجا، موفقیت جنبش زنان ایران نه تنها در گوناگونی اقشار مختلف اجتماعی است که به کنش ترغیب شده اند، بلکه همچنین در بستر وسیع کنش ها می باشد. البته بحث در مورد وسعت منابع بسیج شده به تحقیقات گسترده تری نیاز دارد.
مشخصه ی دیگر جنبش زنان ایران عدم جهت گیری ایدئولوژیک آن است. این جنبش ضمن آنکه در مقابل ایدئولوژی حاکم و دولتی قد برافراشته، آرمان های عدالت خواهی و برابری طلبی خود را در هیچگونه فرایافت ایدئولوژیک نمی گنجاند. نکته ی بارز در اینجا این است که جنبش زنان به دلیل ساختار حرکتی و خود جوش اش و ایدئولوژیک نبودنش هیچگاه فرم سازمان به خود نگرفته است. همچنین این جنبش از سویی به علت خواست ها و مطالبات مشخص اش واز سوی یگر بنا بر بافت اجتماعی اش و همچنین به موازات آن بر اساس صداقت اش در آرمان های انتخابی خود، خود را درگیر کشمکش های قدرت طلبی نمی کند، نه در چارچوب درونی خود و نه در ارتباط با ساز و کار قدرت حکومتی و دولتی. البته این به معنا ی عدم وجود پدیده ی رقابت درون تشکیلاتی برای قدرت یابی نیست، بلکه حاکی از آن است که ساختار این جنبش، تمرکز به رقابت برای قدرت را محدود، و دستیابی به اهداف و اجرای برنامه های کارکردی را اولویت می بخشد. برخلاف این سوء تعبیر که در صفوف زنان بنابرهمبستگی جنسیتی و تجربه ی مشترک «ستم فضاعف» ، سلسله مراتب و قدرت طلبی شکل نمی گیرد، می بایست اذعان داشت که، نبود و یا کمرنگی پدیده های سلسله مراتب و قدرت طلبی نتیجه ی مشخصه های نامبرده ی جنبش زنان است و نه همبستگی زنانه. بدین روی ساختارهای نامبرده در اینجا بر خلاف ساختارهای ذهنی و الگو برداری شده ی سازمانی، که توجه و انرژی افراد را به درون سازمان و به جمع خودی سوق می دهند، نگاه کنش گران و فعالین جنبش زنان را به محیط بیرون جهت داده و برقراری ارتباط با دنیای بیرون را میسر می سازند.
دراین رابطه جنبش زنان با گشودن باب بحث و گفتگو در مورد کشمکش های درون جنبش و رقابت پنهانی و پوشیده ، صداقت و صراحت در اذعان به وجود قدرت طلبی و رقابت خود آگاه و ناخودآگاه به مقابله با این گونه پدیده ها پرداخته و کوشش بر حفظ جنبش در مقابل خطرات و مضرات تمرکز به قدرت طلبی می ورزد.
اگر چه جنبش زنان پیوسته با فوران و افزایش مطالبات اش، با محدودیت ها و موانع سختی همچون عدم اعطای حق رای به زنان در دوران مشروطه، انحلال جمعیت زنان در عصر رضا شاه و اجرای سلسله قوانین شرعی زن ستیزدر نظام ولایتی روبرو گردیده، اما در یک بازنگری به صد سال گذشته مشاهده می کنیم که جنبش زنان به دلیل ساختارش همواره پیشرفت داشته، تا جایی که حتا پتانسیل دیگر نیرو ها را به خود جذب کرده. همچنین با انگشت گذاشتن به موضوعات خاص و مشخص، با کوشش و مبارزه برای مطالبات حیاتی و ملموس، مفهوم مبارزه را از حالت ذهنی، ایده آلی، شعاری و کلیتی به در آورده و به آن فرم و چارچوب عملی، قابل لمس و قابل رویت بخشیده است. در نتیجه ی این روند گفتمان زنان از حالت یک پدیده ی انتلکتوئلی و روشن فکرمابانه به یک گفتمان مردمی، ملموس و روزمره تبدیل گردیده است. از این روی به دور از واقعیت نیست اگر بگوییم که جنبش زنان در میان طیف وسیع اپوزیسیون، از دگراند یش تا نیروهای مخالف رژیم و اپوزیسیون برون مرز ، از دیگر نیروها موفق تر است.
اگر داده های موجود در مورد جنبش زنان ایران را با نظریه های بحث شده در بالا ارزیابی نمائیم، حاصل آن است که جنبش زنان ایران با تکیه بر استراتژی و روشی که تا کنون داشته، در دراز مدت قادر به کانالیزه کردن و پیشبرد یک دگرگونی اجتماعی خواهد بود. زیرا این جنبش تا کنون در نطفه بندی و شکل گیری نظریات سیاسی و اجتماعی، که مبدا و منشایی برای پیشبرد یک دگرگونی اجتماعی میباشند، نقش بسیار به سزایی ایفا کرده است.
آسمان مقدم
ماخذ:
برای هشت مارس دستبندهائی، نه از زر و سیم /مسعود بهنود/ادوار نیوز
http://www.we-change.org/spip.php?article1793
Jenkins 1983
Kim Dong Chun, 1997
Mc Adam et al, 1988
Miethe, 1999
Tarrow: 1991
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 10:1  توسط کمپین آمل
|
طلاق(مواد 1120 1122 1123 1129 1130 1133 1145 و 1146 قانون مدنی) طبق قانون طلاق حق انحصاری مرد است و مرد می تواند هروقت که بخواهد زنش را طلاق بدهد.اما اگر تقاضای طلاق از سوی زن مطرح شود او باید مواردی همچون: بدرفتاری همسر ندادن نفقه اعتیاد و یا زندانی بودن شوهر و ...را اثبات کند.بسیاری می دانند که اثبات این موارد در دادگاه چقدر مشکل است.در اغلب اوقات زن پس از چند سال دوندگی موفق به اثبات آن می شود.البته در این موارد نیز زنان برای رهایی از ظلم و کتک های شوهر اغلب مجبور می شوند مهریه خود را ببخشند. تحقیقی که در شهر قم انجام شده نشان می دهد که 91 درصد از زنان طلاق گرفته در قم مهریه خود را به صورت کامل دریافت نکرده اند.در طلاق هایی هم که با توافق زن و شوهر انجام می شود موارد بسیاری را می بینیم که این زن است که تمام حقوق مالی خود را بخشیده تا توانسته به اصطلاح توافق شوهرش را بگیرد.در بسیاری از موارد حتی هزینه های محضر و جاری شدن صیغه طلاق را نیز پرداخت کرده است.این در حالی است که حتی در قوانین شرع هم به روشنی ذکر شده است که طلاق خلعی طلاقی است که اگر زن مهریه خود را ببخشد به راحتی می تواند طلاق بگیرد اما در قوانین موجود به دلیل این که "رضایت شوهر" هم علاوه بر بخشیدن مهریه اضافه شده طلاق را برای زنان بسیار مشکل کرده و در واقع مشاهده می کنیم که قانون طلاق زنان را حتی از حقی که در قوانین شرع به زنان داده شده محروم کرده است و اگر زن مهریه ی خود را ببخشد باز هم برای طلاق نیاز به "رضایت شوهر"دارد. مراجعه به دادگاه های خانواده نشان می دهد که حتی وقتی مردان می خواهند زن خود را طلاق بدهند برای این که مهریه و حقوق زنان را پرداخت نکنند چنان زن را تحت فشار قرار می دهند تا زن به بن بست برسد و خود خواستار طلاق شود و از حقوق ناچیزش هم بگذرد.
نوشته شده توسط نوید
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 17:42  توسط کمپین آمل
|